رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

شکستن شمعدون مامانی

1392/2/30 13:10
نویسنده : رومینا
323 بازدید
اشتراک گذاری

  سلامیییییییییییی پر انرژی(انرژی +)به همه دوستام قلب

 

 امروز  صبح  اقا رادوین ما دست گل اب داد.  داشتم تو اشپزخونه  کارهامو میکردم که دیدم رادوین ما پاشو بلند کرده داره  پارچه رو میز رو میکشه تا خودم رو بهش رسوندم کار از کار گذشته بود شمعدونم از بالا افتاد رو سرامیک شکست گریه  همون لحظه یاد حرف دکتر هلاکویی افتادم که تو این موقع نباید به بچه حرفی زود  باید میگفتم رادوین ببین  چه تیکه های بزرگی افتاده زمین . ببین این تیکه چقدر ریزه .اوه کار سختی هست نه ؟خنثی ولی رادوین ترسیده بود و گریه کرد منم بغلش کردم و بوسیدمش و نازش کردم گفتم عیبی نداره عزیز دلم  بیا با هم  جارو برقی بیارم جمع کنیم  اون لحظه  داشتم به این فکر میکردم که ممکنه ما خودمون هم چیزی رو بشکنیم ولی هیچ وقت خودمون رو دعوا نمیکنیم منم حق ندارم رادی عزیز رو دعوا کنم   ولی ته دلم ناراحت بودم ناراحت خلاصه  همه رو جمع کردیم   الان کنسولم اینقدر زشت شده  بدجوری شده یه شمعدون هست یه شمعدون نیست.  به بابایی زنگ زدم و گفتم پسرت برات کار درست کرده به فکر یه شمعدون باش چون من عاشق شمعدونی ام  . حالا باید راهی  مغازه ها باشیم یه شمعدون دیگه بگیریم .

 

شمعدونهای شکسته به دست رادوین 

 

اینم از میز کنسولم که زشت  شده  بدون شمعدون 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

شلمان
30 اردیبهشت 92 13:47
اتاق کودکتان را متحول کنید وسیله ای شیک و تک برای کودک دلبندتان WWW.LASTKALA.COM
مامان سونیا
30 اردیبهشت 92 15:07
مامانی اشکال نداره حس کنجکاوی بابایش میخره برات ناراحت نباش
مامان ساتیار
31 اردیبهشت 92 7:23
عیب نداره.. از قدیم گفتن شکستنی رفع بلاست.. ولی ! رومیناجونم ، قدیمی ها یه چیز دیگه هم گفتن: بچه که یکساله میشه سرهاونت رو به میخ کن..
یعنی هر چی شکستنی و وسایل خطرناک برای بچه هست رو جمع کن.. نمیتونی که صبح تا شب 4 چشمی مواظب باشی که نشکنه یا چیزی رو روی خودش نندازه..


مثل های قدیم ها خیلی قشنگ بودهاااااااااااااااااااااااااااااااا

مامان پارسا
31 اردیبهشت 92 9:16
خدا رو شكر رو سر آرين نخورده شكستني ميشكنه ديگه ماماني اينجور كه توي عكس معلومه بازهم روميزي رو روي ميز انداختين ميتونين روميزي رو بردارين و قبل از اومدن مهمون بندازين تا ديگه همچين مشكلهايي پيش نياد چون ممكنه دوباره روميزي رو بكشه . خدايي نكرده اتفاقي واسه خودش پيش بياد


روزهای شیرین
2 خرداد 92 13:04
سلام عزیزان دل من! فدای سرش عیب نداره خاله فداش بشه عصبانیت نداره عزیزم اون که نمی فهمه چیکار داره میکنه!!!! من که کلی حال می کنم با این جور شیطونیا ! رومینا جون من 9 تیر دارم می رم رشت برا امتحاناتم منو راهنمایی می کنی ؟ رادوینم 9 ماهه بود فک کنم رفتین جنوب نه؟؟ خیلی می ترسم مریض بشه
مامان ساتیار
2 خرداد 92 17:37
هربار که سلام این پست رو میخونم واقعا انرژی میگیرم..



مرسی شما لطف دارید بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

روزهای شیرین
2 خرداد 92 21:09
مرسی نازم وقت گذاشتی جواب دادی ما آذربایجان غربی هستیم!بعبارتی خیلی دور!!! 10 ساعت بکوب راه داریم اگر هم بایستیم بیشتر هم بیشه از قزوین هم رد میشیم اتفاقا دغعه پیش بیاد شما از قزوین رد شدیم!! لارا که راه نمیره هنوز تا اون موقع هم فک نکنم راه بیافته! همین هوای شرجی نگرانم کرده ما اینجا هموای شرجی نداریم عادت نکردیم اذیت میشیم! دکترش خودش شمالی هست گفت اگر آب جوشیده بهش بدید و دستاشو بشورید مشکلی پیش نمیاد حالا خدا بزرگه توام دعا کن رومینای مهربونم... دوستتون داریم دوست جونیا


ممنون خواهش میکنم ولی اگر مسیرت قزوین بود بیاید پیش ما خوشحال میشم دوست مهربون
روزهای شیرین
2 خرداد 92 21:12
راستی کنسول با یه شمعدون مدرن تر به نظر میادا!!!


مامان کیان کوچولو
3 خرداد 92 19:08
ای جان چه حیف شده ... واآی میدونم خیلی سخته .. .. چقدرم خوشگل بوددن ...



دیگه دل به دریا زدیم عزیزم شما لطف دارین
مامان آریا
4 خرداد 92 9:26
سلام رومینا جون خوبی گل پسری خوبه ؟ ببوسش از طرف منو آریا بوس آبدار . غصه نخور خواهر تازه اولشه ما که گل پسرمون تا حالا سه تااز گلدونای خونه رو شکسته . مطلبو بدون رمزش کردم و بازدید برای عموم آزاد است .